آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

205.این روزهای ما!

1392/4/30 23:35
نویسنده : مامان آرام
215 بازدید
اشتراک گذاری

این چند روز اتفاق خاصی نیفتاد بجز اینکه

چهارشنبه باز رفتیم موهات رو کوتاه کردیم:) عین این بچه های وروجک شدی:*

بالاخره برادر بابا مرتضی اومد دیدن تو! در کل بعد از 7 سال اومدن خونمون! بهرحال اینم چیزی بود واسه خودش! 

جمعه شب رفتیم خونه ی خاله زری و خوش گذشت :) مرتضی اینا و منیژه نیز بودن ... 

شنبه عصری رفتیم خونه ی مامانی اینا ... دایی افشین اینا هم بودن :) دیگه چیزی میخوای میگی بِ دِ خیلیم بامزه میگی:*

امروز هم خاله لیلا و سپهرک اومدن پیشمون:* حسابی بزرگ شده سپهر و برام جالبه که تو هم تو همون تایمی که به اون میرسی همون حالتها رو داری ... مثلا عید سپهر انگشت رو میگرفت و راه میرفت و الان که تو به همون سن رسیدی همون کار رو میکنی:) قربونت برم مامان:*

عاشق این شدی که دستت رو بگیریم و راه بری :) ولی هنوز خودت راه نمیری تنهایی:) البته عجله ای هم ندارم هر چی به وقتش:)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

هانی
30 تیر 92 23:01
مبارک باشه خاله ...
خیلی خوجل شدی ...
من میام با هم تاتی کنیم


خاله بیا دیگه! هیشکی باهام تاتی نمیکنه
فرناز
30 تیر 92 23:28
ناز منهههههه این دختر...


رالیا
31 تیر 92 2:03
خوشگل خاله پس چرا عکس نداری از موهای کوتاه شدت

میدونی خاله؟ اخه وولوولک دارم صاف واینمیسم:دی
tahmin
31 تیر 92 10:18

الهییییییییییییییییی
مامانش چیلا هی موهاشو توتاه میتنی ؟؟
بذار بلند بشه دیجه


تهمین الان جلوی رشدش رو میگیره ... بعدم گرمه بچه طفلی کلافه میشه ... البته اونقدرا هم که فکر میکنی کوتاه نکردم:دی
زهرا
1 مرداد 92 4:42
خوب مامانش يه عكس درست و درمون از رو به رو بعد از كوتاهي موهاش ميذاشتي كه دلمون بياد بگيم مباركه !!!

خسيس


خاله حالا تو بگو مرسی:دی میخواستم دیروز عکس بذارم نشد! حالا میذارم